نماد و موتیف در داستان نویسی :

| Sr10

 

نماد و موتیف هر دو ابزارهایی هستند که به داستان لایهٔ معنایی می‌دهند، اما کارشان یکی نیست. خیلی از نویسندگان این دو را قاطی می‌کنند، در حالی که نقششان متفاوت است.

اول باید هرکدام را جدا بشکافیم.

------------------------------------------------

نماد (Symbol)

نماد چیزی در داستان است که فراتر از معنای ظاهری‌اش، یک مفهوم عمیق‌تر را نمایندگی می‌کند.

یعنی یک شیء، مکان، عمل یا حتی شخصیت می‌تواند نشانهٔ یک ایده بزرگ‌تر باشد.

فرمول سادهٔ نماد:

یک چیز قابل دیدن  

نمایندهٔ یک مفهوم نامرئی

مثال ساده

کبوتر  

در ظاهر یک پرنده است  

اما در خیلی از داستان‌ها نماد صلح است.

نماد معمولاً یک بار یا چند بار در داستان ظاهر می‌شود، اما هر بار معنی عمیق‌تری را یادآوری می‌کند.

نمونه‌های معروف

ارباب حلقه‌ها  

حلقه نماد قدرت فاسدکننده است.  

در ظاهر فقط یک شیء جادویی است، اما در واقع نشان می‌دهد قدرت چگونه انسان را نابود می‌کند.

تایتانیک  

کشتی نماد غرور انسان است.  

انسان فکر می‌کند طبیعت را شکست داده، اما طبیعت پاسخ می‌دهد.

هری پاتر  

اسکار روی پیشانی هری نماد اتصال او به گذشته و دشمنش است.

The Last of Us  

زرافه‌ها نماد امید هستند.  

در دنیایی کاملاً نابود شده، دیدن زرافه‌ها یادآوری می‌کند که هنوز زیبایی در دنیا وجود دارد.

------------------------------------------------

موتیف (Motif)

موتیف یک عنصر تکرارشونده در داستان است.

می‌تواند:

یک تصویر  

یک جمله  

یک شیء  

یک عمل  

یا حتی یک صدا باشد.

فرق مهم:

نماد = یک معنی خاص  

موتیف = تکرار برای تقویت یک ایده

موتیف معمولاً بارها در داستان دیده می‌شود تا حس یا تم خاصی را تقویت کند.

مثال ساده

در یک داستان ممکن است بارها باران بیاید.

باران تبدیل می‌شود به یک موتیف.

اگر این باران نشان‌دهندهٔ غم یا پاک شدن گذشته باشد، آن وقت خودش می‌تواند نقش نماد هم بگیرد.

------------------------------------------------

مثال‌های معروف موتیف

Breaking Bad

موتیف رنگ‌ها.

سبز: طمع و رشد قدرت  

بنفش: کنترل و سلطه  

سیاه: سقوط اخلاقی

این رنگ‌ها بارها در لباس‌ها و صحنه‌ها تکرار می‌شوند.

------------------------------------------------

The Last of Us

موتیف ساعت.

ساعت جوئل که خراب شده بارها نشان داده می‌شود.

این تکرار یادآور لحظه‌ای است که زندگی جوئل متوقف شد: مرگ سارا.

------------------------------------------------

The Godfather

موتیف پرتقال.

تقریباً هر جا پرتقال دیده می‌شود، خشونت یا مرگ نزدیک است.

پرتقال خودش نماد خاصی نیست، اما تکرارش تبدیل به موتیف هشدار می‌شود.

------------------------------------------------

نماد و موتیف چگونه با هم کار می‌کنند

اغلب یک عنصر اول موتیف است، بعد تبدیل به نماد می‌شود.

مثال

The Last of Us

موتیف: طبیعت  

گیاهان، درخت‌ها، حیوانات

کم‌کم تبدیل می‌شود به نماد:

زندگی حتی بعد از سقوط تمدن ادامه پیدا می‌کند.

------------------------------------------------

تفاوت اصلی نماد و موتیف

نماد بیشتر درباره معنی است.  

موتیف بیشتر درباره تکرار است.

نماد ممکن است یک بار ظاهر شود.  

موتیف معمولاً بارها تکرار می‌شود.

نماد مستقیم‌تر به تم وصل است.  

موتیف به صورت تدریجی تم را تقویت می‌کند.

------------------------------------------------

یک مثال خیلی واضح از هر دو

در داستان شاه آرتور

شمشیر اکسکالیبور نماد مشروعیت پادشاهی است.  

یعنی قدرتی که از شایستگی می‌آید.

اما موتیف داستان، شوالیه‌گری است.

بارها مفاهیمی مثل:

شرافت  

وفاداری  

قسم  

جستجو

تکرار می‌شوند تا تم داستان را تقویت کنند.

------------------------------------------------

چرا این دو برای داستان مهم‌اند

چون بدون اینکه نویسنده مستقیم پیام بدهد، معنا را منتقل می‌کنند.

خواننده خودش کشف می‌کند.

و وقتی مخاطب چیزی را کشف کند، اثر آن چند برابر می‌شود.

------------------------------------------------

.